سوال اینجاست که در جامعه ایران کسی به وضع اکنون اعتراضی نمی کند  و یا اینکه عده محدودی این کار را می کنند . دو فرضیه مطرح می شود 1- مردم از وضع کنونی رضایت بالایی دارند 2- ناراضی هستند اما کاری انجام نمی دهند . فرضیه اول نادرست می باشد زیرا که اگر با بسیاری از مردم حرف بزنید هر کدام به نحوی از وضع اکنون شکایت دارند سیاسیون از عدم ازادی سیاسی و جوانان از عدم ازادی فرهنگی و پدران و مادران از اینده اقتصادی نا مطمین و .... بنابراین فرضیه دوم تشدید می شود اما چرا مردم کاری نمی کنند چرا واکنشی نشان نمی دهند . که دلایل مختلفی دارد.

1-     عدم اعتماد مردم به همدیگر و به احزاب

با توجه به اینکه مردم از همدیگر می ترسند و گمان می کنند که همه جاسوس دولت هستند بنابراین از نشان دادن نارضایتی به طور رسمی امتناع می کنند و چون احزاب در این مملکت همیشه دیرتر از مردم اوضاع را فهمیده اند به همین دلیل مردم هم به آنان اعتماد نمی کنند. و هنچنین احزاب بیشتر بدنبال منافع خود هستند تا دیگران همچنانکه در مورد اصلاح طلبان وقتی که قوانین تصویبی آنان در شورای نگهبان رد می شد هیچ عکس العمل محکمی و مردم پسندی نشان ندادند اما هنگامیکه خود رد صلاحیت شدند تحصن کردند.

2-     عدم درک درست از مشکل

بحث اینجاست که در حقیقت ما می دانیم چه نمی خواهیم اما نمی دانیم چه می خواهیم به همین دلیل افرادی که مخالفت می کنند هیچ جایگزینی ندارند و مثلا همین اصلاح طلبان می خواستند وضع موجود را عوض کنند اما چون شناخت درستی از انچه مردم می خواستند و یا اینکه آن را بطور ناقص فهمیدند بعد دو دوره در ریاست جمهوری و یکدوره در مجلس و شهرداری شکست خوردند

3-     هزینه زیاد کار سیاسی

اکنون اگر کسی مخالفت بکند و بخواهد نشست یا تشکلی به راه بیاندازد عواقب وخیمی برای خود ایجاد می کند در عین اینکه مردم کمی نیز در ظاهر از او حمایت میکنند مثل سندیکای اتوبوسرانی .بنابراین مقاومت عملی را خیلی از افراد انجام نمی دهند و یا اینکه اتحادی شکننده بدست می اورند.

4-     جو مذهبی ایران

با اینکه مردم از جمهوری اسلامی خوششان نمی یاد اما از اینکه می بینند در ظاهر اسلامی است از آن حمایت میکنند .و باید باور کنیم که باور های مذهبی هنوز در مردم قویترین باوراست .

اینها اهم دلایل بوده است .شاید افراد زیادی بخواهند بگویند این دلایل نادرست است اما اگر بخواهیم واقع نگر باشیم کاملا درست است اما باید چه کرد همین گونه نشست . خیر باید مشکل را جستجو کرد و حل کرد .

برای حل مشکل باید به موارد زیر توجه نمود.

1-     معرفی اسلام حقیقی به مردم و تغییر معیار مسلمان بودن افراد شاید افراد لایییک با این امر مخالفت بکنند اما نمی توان دین مردم را نادیده گرفت بنابراین لازم است تا معیار های حکومت را به چالش کشید امروزه کسی نماز میخواند و ظاهر اسلامی دارد و ... مسلمان است با اینکه خیلی ها به این امر اگاهی پیدا کرده اند اما هنوز هم خیلی از عوام ملاها و اخوند ها را قبول دارند بنابراین تکیه بر اصول اصلی اسلامی و تبلیغ آنها از دو وجه امتیاز دارد اولا مردم به حرکت بدبین نمی شوند و دوما اینکه مشروعیت حکومت کاهش پیدا می کند اما در اسلام باید به چه مواردی پرداخت . الف – تفسیر درست دین و تبلیغ رفتارهای درست مثل عدم دروغگویی و غیبت و تهمت و ......

2-     همانطور که گفتم ما نمی دانیم چه می خواهیم علت آن است که مثلا ما با قوانین مخالفیم اما نمی دانیم جایگزین آن چیست بنابراین اگاهی یک برگ برنده است برای اینکار می  توان به این صورت عمل نمود که قوانین و طرز تفکر دولتمردان را از جزیی ترین مسایل تا کلی ترین مسایل با کشورهای دیگر و منشورهای ساز مان ملل مقایسه نمود و را ه حل درست را ترویج نمود مثلا از قوانین اجتماعی می توان به طلاق حق حضانت کودکان و یا سندیکاهای کارگری و .. اشاره کرد.

3-     امروزه ابزار جدیدی در ایران به نام اینترنت وجود دارد اگر توجه کرده باشید اعتراضات اینترنتی با اقبال شدیدی مواجه شده اند زیرا هزینه کار بسیار پایین است بنابراین می توان استفاده از آن را گسترش داد و برای تغییر قوانیین و غیره از آن استفاده نمود و حتی برای پیشنهادات از آن استفاده کرد مثلا  همین الان دولت ایران مشغول بحث بودجه است می توان در مورد قوانین صادرات و واردات یا مقدار بودجه که به ارگان ها داده شده یا خصوصی سازی و ... نظریه داد و آن را در اینترنت قرار داده و رای گیری کرد و تبلیغ نمود تا با توجه به مقدار افراد امضا کرده نتوانند با آن مخالفت کنند و... و اینگونه دو نتیجه بدست می آید که اولا هزینه پرداخت پایین می آید و دوما به مردم اعتماد بنفس می دهد.